
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو
بانام دنیای حیوانات در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
دانستنی هایی در مورد مارها![]()
طول عمر حیوانات![]()
تاریخچه یوزپلنگ در ایران![]()
افعی آمریکای جنوبی![]()
دانستنی هایی در مورد گرگها![]()
ببرها![]()
شیرها![]()

[+]
نوشته شده توسط حمید در 19:36
|
|
ميليونها سال قبل، مدتها پيش از آن كه بشري روي زمين باشد، دايناسورها وجود داشتند. دايناسورها، يكي از انواع خزندگان ماقبل تاريخ هستند كه در دوران مزوزوييك، عصر خزندگان، مي زيستند
دايناسورها جزء خزندگان بوده و اكثر آنها، از طريق تخم گذاري توليد مثل مي كرده اند. هيچيك از دايناسورها پرواز نمي كرده اند و هيچكدام از آنها در آب زندگي نمي كرده اند. بزرگترين دايناسورها، بيش از 100فوت(30متر) طول و بيش از50 فوت(15 متر) ارتفاع داشته اند(مانند آرژنتينوزاروس، سيزموزاروس، الترازاروس، براكيوزاروس و سوپرزاروس). كوچكترين دايناسور، كومپوزوگناتوس (Compsognathus )، به اندازه يك جوجه بوده است. اندازه اكثر دايناسورها، .بين اين دو حد بوده است.
ساروپودهاي(sauropodomorpha) گياه خوار، بزرگترين موجوداتي هستند كه تاكنون روي زمين مي زيسته اند اما نهنگهاي آبي، از همه انواع دايناسورها، سنگينتر هستند! تصور اينكه دايناسورها چه صدايي داشته اند، رفتار و حركات آنها چگونه بوده است، چگونه جفتگيري مي كرده اند، چه رنگي بوده ان، و يا حتي تعيين اينكه فسيل آنها نر است يا ماده، بسيار مشكل مي باشد.
هيچ كس نمي داند كه دايناسورها چه رنگي بوده اند يا نقش و نگار بدن آنها چگونه بوده است.
در زمانهاي مختلف، انواع مختلفي ازدايناسورها زندگي مي كرده اند:
بعضي از آنها روي دو پا راه مي رفته اند(اين دايناسورها، دوپا بودند)، بعضي روي چهار پا راه مي رفتند(اين دايناسورها، چهارپا بودند). بعضي از آنها هم مي توانستند روي دو پا راه بروند و هم روي چهار پا.
در زنجيره تكامل مخلوقات، پرندگان از تروپودها (درومائوزاريدها) به وجود آمده اند، سينوزاروپتريكس نخستين دايناسور پرنده مانند است.
بعضي از دايناسورها بسيار سريع حركت مي كردند(مانند ولوسيراپاتور_ Velociraptor)، بعضي از آنها بسيار كند و سنگين حركت مي كردند(مانند آنكيلوساروس_ Ankylosaurus).
بعضي از دايناسورها، زره داشتند، بعضي شاخدار بودند بعضي هم يال، ميخ يا زوائد ديگري داشتند. پوست بعضي از دايناسورها، بسيار ضخيم و ناهموار بود در حاليكه بعضي ديگر از دايناسورها، پرهاي اوليه اي داشتند.اكثر دايناسورها، گياهخوار بودند(كه گياهخوار ناميده مي شوند). مثلا تريسراتوپس، دايناسوري گياهخوار بود.بعضي از دايناسورها، گوشتخوار بودند(كه گوشتخوار ناميده مي شوند).مثلا تي ركس(T_rex) ، دايناسوري گوشتخوار بود.دايناسورها، در طي دوران مزوزوييك، حدود 165 ميليون سال بر زمين حكمفرمايي كردند، اما 65 ميليون سال قبل، به طور مرموزي منقرض شدند. ديرينه شناسان، با مطالعه بقاياي فسيلي آنها، درباره دنياي ماقبل تاريخ به يافته هاي حيرت انگيزي رسيده اند.هنگامي كه دايناسورها مي زيستند، قاره هاي زمين همه دركنارهم به صورت يك ابرقاره بزرگ بودند كه پانگه آ ، ناميده مي شود. به علاوه هواي زمين هم بسيار گرمتر از حال حاضر بود. دايناسورها، حدود 65 ميليون سال قبل، در انتهاي دوره كرتاسه، كه فعاليتهاي آتشفشاني و زمين ساختي متعددي رخ داد، منقرض شدند. در مورد انقراض دايناسورها، نظريات مختلفي وجود دارد. اكثر دانشمندان اين نظريه را قبول دارند كه برخورد يك شهابسنگ آسماني، باعث تغييرات شديد آب و هوايي شده است و دايناسورها نتوانسته اند خود را با شرايط جديد وفق دهند . دايناسورها، 65 ميليون سال قبل، به علت تغييرات شديد زيست محيطي، كه ناشي از برخورد يك شهابسنگ به زمين بود، منقرض شدند.
احتمالا پرندگان امروزي، باقيمانده دايناسورها هستند. تمام چيزي كه از دايناسورها باقي مانده فسيلهاي آنهاست و احتمالا پرندگان. فسيلهاي دايناسورها، در همه جاي دنيا وجود دارند، حتي ممكن است يكي از فسيلهاي آنها در نزديكي جايي باشد كه شما زندگي مي كنيد! بعضي از دايناسورها، بسيار شبيه پرندگان امروزي بودند و ممكن است دايناسورها اجداد پرندگان امروزي باشند.
اگرچه فسيلهاي دايناسورها،حداقل از سال 1818 كشف و مورد بررسي قرار گرفته اند، اما نام دايناسور (دينوس به معني وحشتناك و ساروس به معني سوسمار است)، در سال 1842، توسط كالبدشناس انگليسي سر ريچارد اوون، به اين موجودات داده شد. در آن زمان تنها سه نوع دايناسور مگالوزاروس، ايگوانودون و هيلائوزاروس شناسايي شده بود كه دايناسورهاي بسيار بزرگي بودند.
قديميترين دايناسور شناسايي شده، اوراپتور است كه دايناسوري گوشتخوار بوده و 228 ميليون سال قبل مي زيسته است. تا كنون، حدود 500 جنس و تعداد خيلي بيشتري گونه از دايناسور شناسايي شده است. تقريبا چند ماه يكبار(گاهي اوقات چند هفته يك بار) فسيل جديدي از زير خاك بيرون مي آيد.
- بهره هوشي برخي از دايناسورها :
خصوصيات دايناسورها
خزندگان کوچک اوليه بدن و دم دراز و 4 اندام کوتاه و 5 انگشت داشتند. به جز شکل عمومي ويژگيهاي کلي ديگر عبارتند از:
» افزايش اندازه به نسبتهاي بسيار بزرگ در برونتوزورها.
» بوجود آمدن جوشن و سلاح دفاعي از جمله صفات پوستي و شاخها و يا خارهاي سر در بعضي دينوزرها.
» ساختمان سبک به منظور دويدن تند با 4 يا 2 پا در ساير دينوزرها.
» سازش با پرواز بوسيله افزودن شدن درازاي اندام پيشين و دم و تکامل پردههاي پرشي پوست در پتروداکتيلها.
» سازش شديد پوست با زندگي آبي به کمک پاهاي بالشتک مانند و بدن دوکي شکل در ايکتيوزرها.
دليل از بين رفتن دايناسورها
درباره اينکه خزندگان قديم از ديد زمين شناسي چگونه ناگهان ناپديد شدند گفتههاي فراواني وجود دارد. بر طبق يک نظريه ابتداييترين پستانداران تخمهاي خزندگان بزرگ را خوردهاند و به موجب نظريه ديگر که پذيرفتنيتر است. تغييرات آب و هوا مانند کم شدن دما و رطوبت متغير در خزندگان و مسکنشان تاثير مخالف گذارده است. در نتيجه از بين رفتن خزندگان در اواخر دوره مزوزوئيک براي پستانداران موقعيت مناسبي بوجود آمده در آن موقع اندازه پستانداران کوچک بوده و در دوره سوم شروع به تکامل شگفت آوري نمودهاند.
دايناسورهاي گياهخوار herbivores Dinosaur))
دايناسورهاي گياه خوار از جمله بزرگترين حيواناتي بودند که تا کنون بر روي زمين زندگي کرده اند و براي حفاظت از خود در مقابل حيوانات شکاري به جثه بزرگ خود و بدن مسلح خود متکي بودند. آنها بيشتر اوقات روز را به چريدن بر روي گياهان ميگذراندند. براکيوزاروس عظيمالجثه 25 متر طول و 76 تن وزن داشت . گردن بلندش او رادر رسيدن به رستنيهايي که براي ديگر دايناسورها بالا بودند ياري ميکرد.
دايناسورهاي گوشتخوار( carnivores Dinosaur )
اين دايناسورها بر روي دو پاي عقبي خود حرکت ميکردند. برخي نظير تري نازا روس بدني سنگين و پاهاي قدرتمندي داشتند. آنها از چنگالها و دندانهاي تيز براي کشتن دايناسورهاي گياه خوار استفاده ميکردند. بعضي دايناسورها نظير دينوني چوس کوچکتر ، سبکتر و سريعتر بودند. آنها دايناسورهاي گياه خوار ، پستانداران و حشرات را ميخوردند. اين شکارچيان چابک براي غلبه بر شکارخود به صورت گروهي شکار ميکردند . دينوني چوس داراي پنجهها و چنگالهاي بهم پيچيدهاي بود که طي شکار براي دريدن طعمه به سمت جلو به حرکت در ميآمد.
[+]
نوشته شده توسط حمید در 10:56
|
|
دانستنی هایی پیرامون ببر ها
1-ببر سیبری 2-ببر بنگال 3-ببر مازندران 4-ببرچین 5-ببر هند و چین 6-ببر جاوه 7-ببر سوماترا 8-ببر بالی که ببرهای سیبری اجداد هفت زیرگونه دیگر میباشند. ببرها به طور کلی در نیزارها-بوته زارها و جنگل ها زندگی می کنند و در حال حاضر ببرهای جهان در زیست گاههای متنوعی قرار دارند.آنها از مناطق سرد شمالی در سیبری تا مناطق گرمسیری جنوبی در هند و جاوه پراکنده اند و نکته جالب در مورد ببر اینست که این گربه های بزرگ را تنها در آسیا می توان مشاهده کرد. دو گونه زیبا و باشکوه از ببرها ببرهای سیبری و بنگال هستند.ببر سیبری بزرگترین گربه سان کره زمین است که از ببر بنگال بزرگتر و قوی تر است و پوست ضخیمی دارد که از او در برابر سرمای شدید محافظت می کند. با توصیف ویژگی های این دو نوع ازببرها(ببر سیبری و ببر بنگال) بهتر می توانیم خصوصیات ببر مازندران را بشناسیم.می توان گفت ببر مازندران به لحاظ خصوصیات ظاهریش بین دو ببر سیبری و بنگال قرار می گیرد.اندازه و وزن ببر مازندران از ببر سیبری کوچکتر و از ببر بنگال بزرگتر بوده و پوست بدنش از ببر سیبری نازک تر و از ببر بنگال ضخیم تر بوده است. در واقع ببر مازندران بعد از ببر سیبری بزرگترین ببر روی کره زمین بوده است حالا خودتان تصور کنید و ببینید که ما چه موجود با شکوهی را از دست داده ایم.واقعیت این است که هر چه اطلاعات ما از ببر زیبای مازندران بیشتر باشد بخاطر از دست دادن آن تاسف بیشتری می خوریم. به نوشته بعضی از جراید تا قرن هفدهم تنها آشنایی غربی ها با ببرها از طریق ببر مازندران بوده است و در آن زمان اطلاعات چندانی در مورد ببرهای شرقی در دست نبوده است و ببر خزر به عنوان ببری زیبا و قوی شناخته می شده است.در زمان های خیلی دور هم رومیان باستان در جنگ گلادیاتورها از ببر خزر و شیر پارسی استفاده می کرده اند.استاد بزرگ عالم هنر شکسپیر در یکی از آثار خود بنام مکبث از ببر مازندران سخن گغته است. ببرها می توانند به خوبی بپرند به طوری که قادرند با یک پرش خود را به بالای اتوبوس یا شاخه درخت برسانند.ببرها برخلاف بساری از گربه سانان شناگران ورزیده ای هستند و بر اساس شواهد باقی مانده ببر مازندران شناگر خوب و قابلی بوده است.ببر می تواند فقط با یک گاز از گلو یا پشت گردن گوزن او را از پای درآورد. پنجه های ببر چنان قدرتی دارند که می توانند شکار را با یک ضربه محکم به زمین بیندازند.ببرها چنگال هایشان را در مواقعی که برایشان کاربردی ندارند به داخل جمع می کنند.ببر بزرگترین عضو خانواده گربه سانان است.آنها در کنار رودخانه هایی که اطرافشان دارای علفزارهای بلندی است زندگی می کنند تا بتوانند در میان علف ها پنهان شوند.آنها معمولا در تاریکی شب به شکار می روند. عمر ببرها در محیط طبیعی در حدود 15 سال و در باغ وحش حدودا 20 سال می باشد. مشخصات ببر اندازه بدن:طول بدن ببرهاي بزرگ از نوک بيني تا دمشان حدودا ۳متر است(به اين اندازه يک متر دم را هم اضافه کنبد).ببر مازندران:نر=۲۹۵۰-۲۷۰۰ميليمتر و ماده۲۶۰۰-۲۴۰۰ميليمتر بوده است. وزن بدن:ببرها سنگين ترين گربه سانان هستند.وزن ببر سيبري در حدود سه برابر وزن انسان است. ببرمازندران:نر=۲۴۰-۱۷۰کيلو و ماده ۱۳۵-۸۵کيلو بوده است. پوست بدن:پوست بدن ببرها راه راه است و به همين دليل به خوبي مي توانند خود را استتار کنند زيرا مي توانند با گياهان جنگل هم رنگ شوند.ببر مازندران:رنگ ببر مازندران از ببر بنگال روشن تر و تا اندازه اي نارنجي مايل به قرمز و نوارهاي عرضي آن(خط هاي سياه روي بدن ببر) باريک تر و منظم تر و به تعداد بيشتر بوده است. غذاي ببر:غذاي اصلي ببرها گوزن-بز کوهي و گراز ميباشد اما در موافعي که خيلي گرسنه باشند به گاوها-گاوميش هاي اهلي-بچه فيل و بچه کرگدن وحتي انسان هم حمله مي کنند.غذاي ببرمازندران:مارال-گراز-شوکا-خرگوش-گربه وحشي-بعضي پرندگان و به هنگام گرسنگي گاو و گاوميش اهلي بوده است. ببرها در بين گربه سانان بزرگ ترين دندان ها را دارا ميباشند که طول دندان هاي بزرگ آنها به اندازه انگشت دست يک انسان مي باشد.ببرها بر خلاف گربه سانان ديگر شناگران ورزيده اي هستند و به خوبي در آب شنا مي کنند آنها همچنين توانايي بالا رفتن از درخت را دارند. ببر در اصل يک حيوان سردسيري است و تحمل هواي گرم را ندارد.
در مجموع باید اذعان داشت که ببر بزرگترین-درنده ترین و سنگین ترین پستاندار گوشتخوار کره زمین است.
[+]
نوشته شده توسط حمید در 18:24
|
|
این مقاله در باره گرگ(سگ سانان) است. برای دیگر کاربردهای واژه «گرگ» به گرگ (ابهامزدایی) بروید.
گُرگ (نام علمی: Canis lupus) پستانداری گوشتخوار از خانواده سگسانان است. گرگها در قدیم در همه جهان پراکنده بودند ولی امروزه تنها در خاور میانه، اوراسیا و امریکای شمالی دیده میشوند.
در ایران هم گرگهای مختلف وجود دارد ۱ نمونه آن گرگ خاکستری ایرانی میباشد. گرگ سگسانی است بزرگ شبیه به سگ با دم افتاده. رنگ گرگ متغیر است ولی بطور کلی خاکستری و زرد یا قهوهای مخلوط با موهای سیاه میباشد. انفرادی یا جفت زندگی می کند وگاهی بصورت یک خانواده یا گلهای که از چند خانواده تشکیل شده دیده میشود. معمولاً در روز شکار میکند، بویژه صبح زود به گله گوسفندان حمله میکند، و گاهی هم شبها به آغل گوسفندان حمله میکند.
گرگها معمولاً زیر ریشه و تَنهِ درختان افتاده و یا حفرهایی که بوسیله جانوران دیگر ساخته شده بسر میبرند، احیاناً در سوراخ کوهها نیز آشیانه میگیرند، گرگها در جلگهها و جگنلها و مناطق کوهستانی دیده میشوند. گرگ حیوانی بسیار خطرناک است. اگر زیاد گرسنه باشد گاهگاه انسان را نیز مورد حمله قرار میدهد.
نظر یادت نره
[+]
نوشته شده توسط حمید در 20:52
|
|
افعی آمریکایی جنوبی
این بوای بزرگ آمریکای جنوبی سنگین ترین مار جهان است. او بیشتر عمر خود را در داخل ابهای گل آلود پنهان می شود و فقط چشمهایش را بالاتر از سطح اب نگه می دارد . هنگامی که یک طعمه به نزدیکی او می رسد این افعی به او حمله می کند و بوسیله بدن قوی و عضلانی خود به دور او می پیچد و او را می کشد.
|
[+]
نوشته شده توسط حمید در 13:16
|
|
|
|
مار دارای جمجمه ای کوچک و استخوانهای پشتی بلند با مفاصلی فوق العاده انعطاف پذیر است. |
|
|
این کبری گردن خود را پهن می کند تا وحشتناکتر جلوه کند. |
[+]
نوشته شده توسط حمید در 12:59
|
|
عمر حیوانات
خرگوش 7 سال گاو 25 سال فیل 100 سال
گوسفند 12 سال خوک 25 سال نهنگ 100 سال
گربه 13 سال اسب 30 سال سوسمار 300 سال
سگ 15 سال شتر 40 سال لاک پشت 350 سال(گاهی تا 409 سال)
بز 15 سال شیر 40 سال
طول عمر بعضی پرندگان
پرنده سیاه 12 سال بلبل 18 سال مرغ سقا 50 سال
مرغ 14 سال کبوتر 20 سال طوطی 60 سال
سهره 15 سال قناری 24 سال مرغ ماهی خوار 60 سال
کبک 15 سال کلاغ 100 سال قرقاول 15 سال
طاوس 24 سال قل 100 سال چکاوک 18 سال
غاز 40 سال عقاب 100 سال(گاهی تا 200 سال)
[+]
نوشته شده توسط حمید در 18:50
|
|
قبل از جنگ جهاني دوم، جمعيت يوزپلنگ در حدود 400 قلاده بود که تقريبا در تمام مناطق استپي و بيابانی نيمه شرقي کشور و قسمتي از نواحي غربي کشور نزديک مرز عراق ديده مي شد. ولي وجود خودروهاي جيپ رها شده پس از جنگ، سرآغاز کاهش اساسی درجمعيت اين جانور گرديد که خود عمدتا معلول کشتار بی رحمانه آهو به عنوان طعمه اصلی اين جانور بوده است . در نتيجه جمعيت يوزپلنگ به شدت کاهش يافت. در سال 1335کانون
سابق شکار ايران اعلام نمود که آهو و در سال 1338 يوزپلنگ جزو جانوران حمايت شده هستند. جمعيت آهو در بسياري از مناطق رو به افزايش نهاد که اين باعث افزايش جمعيت يوزپلنگ نيز گرديد. مشاهده يوزپلنگ در مناطق مختلف به خصوص داخل زيستگاههای آهو افزايش يافت که اين احيای جمعيت معلول قوانين و مقررات حفاظتي بود که اعمال شد. در ميانه دهه 1350، جمعيت يوزپلنگ در در ايران 200 تا 300 قلاده تخمين زده مي شد. در خوش ييلاق مشاهده يوزپلنگ بسيار عادی بود (براي مثال در دو مورد مختلف در سال 1970 و 1973، 13 و 9 يوز تنها در عرض چند ساعت گشت در منطقه مشاهده گرديد). قلمرو يوزپلنگ تقريبا تمام مناطق کويري نيمه شرقي کشور بود که جمعيت انسانی آن زياد نبود. در سال 1357، همزمان با وقوع تحولات سياسی در ايران، حفاظت ازحيات وحش براي چندين سال دچار اختلال گرديد. اغلب مناطق به وسيله دامداران اشغال و دشتها و استپهای باز جولانگاه ماشين هاي کمک دار و موتورسيکلت های قدرتمند گرديد که گونه هاي کويري مثل آهو، جبير، گورخر و همچنين يوزپلنگ را تعقيب مي کردند. جمعيت آهو در بسياري از مناطق کاهش يافت و يوزپلنگها مجبور شدند تغيير زيستگاه داده تا در دامنه کوهها و تپه ماهورها از دست هجوم و مزاحمت انسانها در امان بمانند. از طرف ديگر به علت کاهش قابل توجه تعداد آهو، يوزپلنگ ها مجبور شدند که به منابع غذايي ديگري مثل قوچ و ميش و کل و بز که در مناطق کوهستاني محل زيستشان چندان مانند آهو تحت فشار انسان قرار نداشتند، روی آورند. پناهگاه حيات وحش خوش ييلاق که زماني مناسبترين محل براي زندگي يوزپلنگ در آسيا بود تقريبا به طور کامل از بين رفت و آخرين يوزپلنگ در اين منطقه در سال 1362ديده شد. يوزپلنگ از بسياري از مناطق زيست خود ناپديد شده و به بعضي مناطق دور از دسترس که در آنجا طعمه و امنيت مناسبی وجود داشت محدود گرديد.
امروزه جمعيت يوزپلنگ در کشورمان در خطر انقراض قرار دارد بدين معنا که اگر هر چه زودتر اقدامی برای حفظ آن نکنيم، اين جانور با همان سرعتی که می دود، روبه انقراض مي روى و به زودی به سرنوشت شير ايرانی و ببر مازندران دچار خواهد شد و برای هميشه از سرزمينمان رخت برخواهد بست. وضعيت امروزی اين جانور در کشورمان معلول بی توجهی ما انسانهاست. يوزپلنگ ميراث طبيعی ماست و نه تنها به ايرانيان بلکه به تمام انسانهای سرتاسر اين کره خاکی تعلق دارد. اين وظيفه ماست که اين امانت را به نسلهای بعد از خود برسانيم. بيش از 40 سال است که برای حفاظت از اين گونه در کشورمان اقداماتی صورت گرفته که بعضا نتايج قابل توجهی نيز به دنبال داشته است و بيش از 20 سال است که در ميان کشورهای آسيايی يوزپلنگ توانسته تنها در کشور ما به بقای خود ادامه دهد و اين مايه غرور و افتخار ما ايرانيان است که توانستيم اين ميراث طبيعی را همچنان حفظ نماييم.
[+]
نوشته شده توسط حمید در 14:12
|
|